مسائل حقوقی

سوالات قاضی در جلسه تمکین + آشنایی با انواع آن ⚖️【سال1405】

نیمی از افراد هنگامی که وارد جلسه تمکین در دادگاه می شوند به دلیل اضطراب و نگرانی از سوالات قاضی دچار سر در گمی می شوند. این اتفاق در بین خانم ها بیشتر از آقایان است. اما آیا سوالات قاضی در جلسه تمکین آنقدر استرس ایجاد می کند؟ این موارد به دلیل نا آگاهی از مسیر پرونده می باشد که در نهایت باعث بسته شدن پرونده همراه با زیان و ضرر مالی می گردد. با این حال اگر شما هم نگران چنین شرایطی هستید و یا قرار است در جلسه تمکین شرکت کنید لازم است این مقاله را تا پایان مرور نمایید و با نکات و انواع آن آشنا شوید.

تمکین چیست؟

شاید خیلی از افراد هنوز معنای تمکین یا سوالات قاضی تمکین را به درستی ندانند. تمکین یعنی پایبندی به زندگی مشترک، وقتی دو نفر با هم ازدواج می‌ کنند تعهداتی بین آن ها شکل می‌ گیرد. به عنوان مثال؛ در کنار هم زندگی کنند، نسبت به هم وفادار باشند و نقش خود را به عنوان همسر به درستی انجام دهند. در زبان حقوقی وقتی از تمکین صحبت می شود معمولا منظور این است که یکی از طرفین از ادامه زندگی زیر یک سقف یا انجام وظایف زناشویی خودداری کرده است.

بنابراین در چنین شرایطی طرف مقابل ممکن است به دادگاه مراجعه کند و تقاضای تمکین نماید. یعنی از قاضی بخواهد تا شرایط بازگشت به زندگی یا انجام تعهدات را فراهم کند. اما این موضوع همیشه ساده نیست، تمکین گاهی به دعوا و اختلاف کشیده می‌ شود، مخصوصا وقتی هر کدام از طرفین دلایل خاص خود را دارند.

در واقع تمکین به معنای پذیرفتن زندگی مشترک است. یعنی باید به همه تعهدات چیزی فراتر از حضور در خانه عمل کرد. در ضمن توجه کنید که تمکین یک الزام دو طرفه است؛ یعنی همان طور که انتظار می‌ رود یکی از طرفین وظایف خود را انجام دهد طرف دیگر هم موظف به رعایت حقوق همسرش است. به عنوان مثال اگر مردی نفقه ندهد زن می تواند از تمکین امتناع کند.

بنابراین، تمکین یک امر یک طرفه و مطلق نیست بلکه به شرایط کلی زندگی رفتار طرفین و حتی امنیت روحی و جسمی زن یا مرد بستگی دارد. در بعضی از موارد اختلاف بر سر تمکین زمانی پیش می آید که رابطه عاطفی بین زن و شوهر ضعیف می شود و یا از بین می رود. یا به عنوان مثال یکی می‌ خواهد زندگی را ادامه دهد، اما دیگری ترجیح می دهد فاصله بگیرد، اینجاست که پای دادگاه و قاضی به وسط کشیده می‌ شود تا مشخص شود آیا امتناع از تمکین قانونی و قابل قبول است یا نه؟ سپس تصمیمات لازم بررسی و گرفته می شود.

در ضمن برای دریافت مشاوره و اعطای وکالت در رابطه با دعاوی خانواده می توان به بهترین وکیل خانواده مراجعه کرد.

سوالات قاضی در جلسه تمکین

آشنایی با انواع تمکین

در بالا به طور مختصر با مبحث تمکین آشنا شدیم و برای آن که موضوع سوالات قاضی درباره تمکین را بررسی کنیم ابتدا باید با انواع تمکین نیز آشنا شویم . تمکین بر دو نوع است : تمکین عام و تمکین خاص .

تمکین عام

تمکین عام به معنای پذیرش ریاست شوهر بر خانواده و انجام وظایف قانونی و شرعی زن نسبت به شوهر است. در این نوع تمکین، زن موظف است در منزلی که شوهر تعیین می‌ کند سکونت نماید و از بد رفتاری یا بد زبانی خودداری کند. همچنین، زن باید در امور خانوادگی مانند تربیت فرزندان و اداره مالی خانواده با شوهر همکاری نماید.

نکته مهم این است که زن فقط مکلف به انجام وظایف قانونی و شرعی خود است هر عملی خارج از این وظایف را می‌ تواند انجام ندهد و این عدم انجام نیز ضمانت اجرا یا عواقبی برای او نخواهد داشت. این بدان معنا است که زن در انجام وظایف غیر ضروری یا خارج از چهار چوب وظایف قانونی و شرعی خود، آزاد است و نمی‌ توان او را مجبور به انجام آن کرد.

در مجموع تمکین عام به معنای پذیرش مسئولیت های خانوادگی و همکاری با شوهر در چهار چوب قوانین و شرع است بدون آن که زن مجبور به انجام وظایف غیر ضروری یا خارج از این چهار چوب باشد. برای مثال مرد نمی تواند زن را از انجام وظایف شرعی و مذهبی منع کند و همچنین نمی تواند او را مجبور به انتقال اموال به نفع خود کند. پس آنچه که در موضوع تمکین زن بحث می شود صرفا وظایفی است که قانون یا شرع بر عهده زن گذاشته است.

نکته ای که در این خصوص وجود دارد ، آیا مرد می تواند عکس اعمال بالا را از همسر خود بخواهد؟ برای مثال خانمی به رعایت حجاب و انجام وظایف دینی خود پایبند نیست، آیا مرد می تواند همسر خود را به رعایت حجاب و انجام تکالیف شرعی ملزم کند؟

در قالب مثال این را توضیح می دهیم. به عنوان مثال اگر پوشش زن با شئونات زندگی مرد در تعارض باشد مرد نمی‌ تواند از زن بخواهد که پوشش خود را تغییر دهد. در چنین شرایطی مرد تنها می‌ تواند از زن بخواهد که از انجام اعمالی که بر خلاف شئونات است خودداری کند. این در خواست نیز نباید به عنوان اجبار تلقی شود بلکه باید در قالب یک توصیه یا درخواست معمولی باشد.

اما در کل، مرد نمی‌ تواند از زن بخواهد که وظایفی را انجام دهد که خارج از چهار چوب تمکین شرعی و قانونی است. اگر هرگونه درخواست خارج از این چهار چوب باشد زن می‌ تواند از انجام آن خودداری کند بدون این که با عواقب قانونی مواجه شود.

تمکین خاص

تمکین خاص به این معنی است که زن نزدیکی جنسی با شوهر خود را به طور متعارف بپذیرد جز در مواردی که دلیل قابلی قبولی ( مانند بیماری شوهر یا خوف خطر جانی یا حیثیتی و…. ) داشته باشد و از بر قراری رابطه جنسی با او سر باز نزند. سوالی مهمی پیش می آید که آیا مرد نیز چنین وظیفه ای دارد؟

هر چند در فقه تاسیسی به نام « ایلاء » وجود دارد و در این تاسیس، مرد سوگند یاد می کند که تا حداقل 4 ماه ( یا بیشتر ) به قصد ضرر رساندن به همسر خود با ایشان رابطۀ نزدیکی برقرار نسازد؛ با وجود این تأسیس برخی بر این باورند که مرد هر زمانی که تمایل داشته باشد می تواند از برقراری رابطه امتناع کند چرا که چنین حقی حتی در فقه برای ایشان پیش بینی شده است ؛ لکن بنابر تفسیر قانونی، اولا که یکی از وظایف مرد حسن معاشرت با همسر خود است که برقراری رابطۀ جنسی یکی از این آداب می باشد و ثانیا اگر عدم نزدیکی با زن موجب عسر و حرج ایشان شود، زن این حق را دارد که از قاضی تقاضای طلاق نماید.

سوالات قاضی در جلسه تمکین

نکته

سوال دیگری که پیش خواهد آمد این است که آیا مرد می تواند با استناد به ریاست خود بر خانواده و همچنین وظیفۀ زن به تمکین، کار هایی همچون بررسی کردن تلفن همراه، منع او از رفت و آمد با خانواده و نزدیکان و … را انجام دهد؟

آنچه که از تفسیر قانونی مواد بر می آید این است که مرد می تواند مکاتبات یا رفت و آمد های همسر خود را بررسی کند ؛ توجه گردد که این بررسی باید در حد متعارف و با حفظ شان و منزلت زن باشد و برای مثال در این خصوص مرد می تواند سوالاتی از همسر خود بپرسد اما این که کلا مانع رفت و آمد ایشان شود یا مدام تلفن همراه ایشان را بررسی کند، از حد معمول خود خارج شده و قاضی تمکین چنین حقی را نیز محترم نمی شمرد.

دعاوی مربوط به تمکین زن

در رویه قضایی حاکم، سه دعوا بیشترین ارتباط را با تمکین زن دارد و برای بررسی موضوع سوالات دادگاه تمکین، باید به بررسی این سه دعوی بپردازیم . این سه دعوی عبارتند از: 1- دعوی الزام به تمکین 2- دعوی اثبات نشوز 3- دعوی مطالبه نفقه در ایام زوجیت.

البته در دعاوی دیگری همچون دعوی صدور گواهی عدم امکان سازش یا صدور حکم طلاق و مواردی دیگر نیز ممکن است در خصوص مبحث دعوای تمکین سوالاتی پرسیده شود لکن سه دعوی اصلی که تمکین زن ناظر بر آن ها است و تأثیر بسزایی در سرنوشت دعوی دارد همان سه موردی است که در بالا بیان شد. در ادامه نیز به توضیح این سه مورد خواهیم پرداخت.

دعوی الزام به تمکین

این دعوی تنها از طرف مرد مطرح می‌ شود، یعنی همیشه زوج خواهان آن است. هدف اصلی این دعوی الزام زن ناشزه به تمکین از همسر خود است. اما از نظر نگارنده، متاسفانه هدف اولیه دعوی تغییر کرده و گاهی به ابزاری برای قطع نفقه زن تبدیل شده است. به زبان دیگر، وقتی دادگاه حکم زن به تمکین را صادر کرد مرد می‌ تواند پرداخت نفقه را متوقف کند، چرا؟ چون صدور این حکم مبتنی بر این است که زن ناشزه شناخته شده باشد و در این وضعیت مرد می‌ گوید نفقه جزئی از الزامات او نیست.

در این دعوی مرد ملزم به ارائه اسناد و مدارک خاصی مبنی بر عدم تمکین زن نیست ، چرا که ادعای مرد یعنی عدم تمکین با اصل ( اصل عدم ) همسو است و علی رغم اینکه مرد خواهان است لازم نیست دلایل خاصی مطرح کند و در این دعوی این زن است که باید تمکین خود را ثابت نماید. پس طبیعی است که سوالات قاضی تمکین در این جلسه بیشتر از زن پرسیده می شود. در حقیقت مقصود قاضی در این جلسه این است که ابتدا بررسی کند عدم تمکین رخ داده است یا خیر و در وهلۀ دوم آیا این عدم تمکین با توجه به دلایل قانونی صورت پذیرفته است یا نه.

دعوی اثبات نشوز

این دعوی نیز همانند دعوی قبل صرفا توسط مرد مطرح می شود و مرد خواهان این دعوی است و زن به عنوان خوانده به این دعوی دعوت خواهد شد. هدف از طرح این دعوی نیز اثبات نشوز زن از جانب مرد با دلایلی همچون عدم پرداخت نفقه به ایشان می باشد. خواهان این دعوی همچنان مرد است اما بر خلاف دعوی قبلی ، این مرد است که باید نشوز زن را اثبات کند و برخلاف دعوی قبل ، زن ملزم به ارائه دلیل و مستندات نمی باشد و مرد باید دلایل و مستندات خود را مبنی بر نشوز زن به محکمه تقدیم کند.

سوالات قاضی در جلسه تمکین

علت این امر آن است که در این دعوی ادعای مرد یعنی نشوز ، بر خلاف اصل ( اصل عدم ) بوده و مرد ملزم به ارائه اسناد و مدارک به منظور صدور رأی مطلوب می باشد. پس طبیعی است که در این دعوی بیشتر سوالات از مرد پرسیده شود و همچنین مرد ملزم به ارائه مستندات و دلایل مبنی بر نشوز زن می باشد.

تفاوت دو دعوی الزام به تمکین و اثبات نشوز

در بالا گفتیم که هدف از طرح دو دعوی بالا ، نهایتا عدم پرداخت نفقه به زن می باشد؛ پس چرا دو دعوی برای یک منظور وجود دارد و با این که طرح دعوی اثبات نشوز برای مردان سخت تر است ( چون در این دعوی مرد باید نشوز زن را ثابت کند بر خلاف دعوی الزام به تمکین که زن باید تمکین خود را ثابت کند ) اصلا چرا مردان به سوی طرح دعوی اثبات نشوز می روند؟ پاسخ به این سوال را باید در تفاوت این دو دعوی جستجو کرد ؛ تفاوت این دو عبارتند از:

الف – گفتیم که در دعوی الزام به تمکین ، مرد از زمان صدور حکم الزام به تمکین می تواند به همسر خود نفقه پرداخت نکند، چرا که صدور چنین حکمی مساوی با نشوز زن است . اما در دعوی اثبات نشوز ممکن است نشوز زن پیش از صدور حکم باشد، به عنوان مثال مرد دعوی اثبات نشوز زن از سال 97 را از دادگاه مطالبه کند و در این حالت اگر حکم به نفع مرد صادر شود مرد نه تنها می تواند از سال 97 به بعد نفقه ای به زن پرداخت نکند بلکه مبالغ یا خدماتی که در راستای نفقه به زن پرداخت شده است را بر اساس این حکم باز پس گیری و مطالبۀ اجرت المثل نیز خواهند داشت.

ب – حکمی که در دعوای الزام به تمکین صادر می شود یک حکم تاسیسی است یعنی دادگاه وضعیت جدیدی را پیش بینی می کند و آن وضعیت جدید از تاریخ صدور حکم به بعد خواهد بود . البته این حکم علی رغم تاسیسی بودن قابلیت صدور اجرائیه و اجرا شدن را ندارد و برای مثال نمی توان زن را با قوۀ قهریه ملزم به تمکین نمود. حکم اثبات نشوز یک حکم اعلامی است به این معنی که دادگاه به دنبال ایجاد وضعیت جدیدی نیست، بلکه همان وضعیت سابق را اعلام و گزارش می کند. حال این وضعیت ممکن است یک سال پیش از صدور حکم باشد یا ده سال.

ج – می دانیم که پس از طلاق رجعی ، مرد مکلف به پرداخت نفقه در ایام عده به همسر خود می باشد. حال اگر پیش از صدور گواهی عدم امکان سازش و جاری شدن صیغۀ طلاق، مرد به موجب دعوی اثبات، نشوز همسر خود را ثابت کرده باشد، در ایام عده به ایشان نفقه تعلق نخواهد گرفت. چنین وضعیتی در دعوی الزام به تمکین وجود ندارد.

دعوی الزام به پرداخت نفقه ایام زوجیت

خواهان این دعوی بر خلاف دو دعوی قبل ، زن است و هدف از طرح این دعوی مطالبۀ نفقه زن توسط خود زن است. اختلافی اساسی در رویه در این خصوص وجود دارد. عده ای تمکین را شرط دریافت نفقه می دانند و بیان می دارند تا زن تمکین خود را ثابت نکند نفقه ای به او تعلق نمی گیرد. عده ای دیگر نیز بر این باورند که نشوز مانع دریافت نفقه است و بیان می دارند همین که عقد نکاح منعقد شد، زن مستحق دریافت نفقه است تا زمانی که نشوز ایشان ثابت شود. نظریۀ دوم در روی قضایی طرفداران بیشتری دارد. لکن در این دعوی نیز بیشتر سوالات از مرد پرسیده خواهد شد.

سوالات قاضی در جلسۀ تمکین، بر این مبناست که آیا زن ناشزه می باشد یا خیر و این مرد است که باید نشوز را اثبات کند. به نوعی مدعی این دعوی مرد است و اگر مرد از اثبات نشوز زن ناتوان باشد، بدون هیچ موردی حکم به نفع زن صادر خواهد شد. البته این نظر گروه دوم است و اگر به نظر گروه اول قائل باشیم، موضوع بر عکس خواهد شد و این زن است که باید تمکین خود را ثابت کند و بیشتر سوالات نیز از ایشان پرسیده خواهد شد. مجددا ذکر می شود که نظر گروه دوم طرفداران بیشتری در رویۀ موجود قضایی دارد.

سوالات قاضی در جلسه تمکین

لزوم مراجعه به وکیل در خصوص دعوی تمکین

همانطور که در بالا مشاهده شد ، دعوی تمکین خود شامل سه دعوی اصلی می شود و ممکن است چند دعوی فرعی نیز به همراه داشته باشد . دیدیم که این دعاوی ظرافت ها و نکات خاص خود را به همراه دارند و بر اساس طرح هر یک از دعاوی ممکن است سوالات قاضی در جلسه تمکین نیز متفاوت باشد . پس بهترین راه حل ممکن مراجعه به اشخاص متخصص در زمینه حقوق خانواده یا همان وکیل داد گستری می باشد.

معمولاً دعاوی خانواده نیز در شعباتی مخصوص به نام دادگاه خانواده رسیدگی می گردند و به این علت که معمولا تعداد این شعبات نیز کم است ، لذا پرونده های زیادی در این شعبات وجود دارند و بر این اساس مدت زمان رسیدگی نیز افزایش پیدا می کند ، پس بهترین راه حل جهت کسب نتیجه مطلوب و در کوتاه ترین زمان ، مراجعه و استفاده از تجربیات وکیل دادگستری می باشد .

کلام آخر

در نهایت سعی کردیم در این مقاله به موضوع سوالات قاضی در جلسه تمکین بپردازیم. همان طور که دیدید بحث تمکین، مرتبط با بحث سه دعوی بود که هر کدام را به صورت جداگانه بررسی کردیم. همچنین ضمن بیان تفاوت ها، لزوم مراجعه به وکیل را برای هموار تر شدن مسیر به شما توضیح دادیم. بنابراین قبل از هر اقدامی توجه به نکات این مقاله و مشورت با وکیل خبره بسیار ضروری می باشد. امیدواریم که این مطالب برای شما مفید بوده باشد، چنانچه نظر یا پیشنهادی در این باره دارید حتما آن را برای ما ارسال کنید.


سوالات متداول

قاضی در دادگاه تمکین چه می پرسد؟

می پرسد: “آیا حاضری به خانه شوهرت برگردی؟”، “چرا خانه را ترک کردی؟”، “آیا شوهرت خانه و وسایل مناسب تهیه کرده است؟”.


بهترین پاسخ زن در دادگاه تمکین چیست؟

“بله حاضرم برگردم، اما شوهرم امنیت جانی من را تامین کند و خانه مستقل و مناسب شان من تهیه کند.”


اگر زن بگوید “شوهرم را دوست ندارم” چه می شود؟

این جمله یعنی عدم تمکین بدون دلیل موجه؛ قاضی حکم عدم تمکین می دهد و نفقه زن قطع می شود.

5/5 - (4 امتیاز)

محمد تاجعلی

کارآموز وکالت و نویسندۀ مقالات حقوقی کاربردی با نگرش بر رویۀ قضایی کشور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 + بیست =

دکمه بازگشت به بالا